فیلم کارآموز (The Apprentice) | معرفی کامل، داستان و نقد

فیلم کارآموز (The Apprentice) | معرفی کامل، داستان و نقد

معرفی فیلم کارآموز (The Apprentice)

فیلم «کارآموز» (The Apprentice) پرتره ای بحث برانگیز از سال های اولیه زندگی و شکل گیری شخصیت دونالد ترامپ، تاجر املاک جوان و جاه طلب نیویورک در دهه های ۱۹۷۰ و ۸۰ میلادی است. این فیلم به رابطه او با روی کوهن، وکیل پرنفوذ و مرموز، و تاثیر عمیق این ارتباط بر باورها و روش های ترامپ می پردازد.

تاحالا فکر کرده اید که یک شخصیت عمومی و پرحاشیه مثل دونالد ترامپ، چطور به این نقطه رسیده؟ چه کسانی در شکل گیری شخصیت او نقش داشته اند و چه اتفاقاتی مسیر زندگی اش را تغییر داده؟ فیلم «کارآموز» دقیقاً همین پرونده جنجالی را باز می کند و می رود سراغ سال هایی که کمتر کسی از آن ها خبر دارد. این فیلم، درامی بیوگرافیک و حسابی سروصدا کرده که توسط علی عباسی کارگردانی شده و در جشنواره کن ۲۰۲۴ هم حسابی بحث برانگیز بود. در این مطلب می خواهیم حسابی درباره این فیلم حرف بزنیم؛ از اینکه کی ساخته، کی ها توش بازی کردن، داستانش چیه، کارگردانش چه کرده و بازیگراش چطور درخشیدن. همچنین می بینیم که این فیلم چه حرف هایی برای گفتن داره و منتقدها چه نظری در موردش دارن. آماده اید یه سفر به گذشته داشته باشیم و ریشه های یکی از جنجالی ترین شخصیت های دوران ما رو کشف کنیم؟ پس با ما همراه باشید.

«کارآموز»: فیلمی جنجالی که زندگی ترامپ را زیر و رو می کند

دونالد ترامپ، چه دوستش داشته باشید و چه ازش متنفر باشید، یکی از اون آدم هایی هست که نمی تونید نادیده اش بگیرید. از دوران ریاست جمهوری اش تا قبل تر، همیشه زیر ذره بین رسانه ها بوده. اما این فیلم، یعنی «کارآموز»، رفته سراغ اون سال های جوانی و پرهیجان ترامپ در نیویورک دهه ۷۰ و ۸۰. جایی که او هنوز اون غول رسانه ای و سیاست مدار شناخته شده امروز نبود، بلکه یه جوون جاه طلب بود که دلش می خواست از سایه پدرش بیرون بیاد و اسم و رسمی برای خودش دست و پا کنه.

فیلم از همون اولش نشون می ده که ساختن یه اثر درباره چنین شخصیتی، اونم با این همه جزئیات، جسارت زیادی می خواد. نویسنده فیلم نامه، گابریل شرمن، و کارگردان، علی عباسی، تصمیم گرفتن به جای تمرکز روی وقایع شناخته شده، به نقاط عطف کمتر دیده شده زندگی ترامپ بپردازند. نقطه محوری داستان؟ آشنایی ترامپ با روی کوهن. کوهن کسی بود که برای ترامپ مثل یه استاد، یه مربی، و حتی یه مراد عمل کرد و بهش یاد داد چطور در دنیای بی رحم تجارت و قدرت، راه خودش رو پیدا کنه. این آشنایی، اونقدر تأثیرگذار بود که خیلی ها معتقدن آمریکا رو برای همیشه تغییر داد.

همین جنجالی بودن شخصیت اصلی و رویکرد جسورانه سازندگان، باعث شد که فیلم «کارآموز» از همون اکران اولش در جشنواره کن ۲۰۲۴، حسابی سر و صدا کنه. این فیلم نه فقط به خاطر موضوعش، بلکه به خاطر نگاه متفاوتش به قدرت، فساد و اون چهره ای که ترامپ از خودش نشون می داد، مورد توجه قرار گرفت. در ادامه بیشتر به جزئیات این فیلم جذاب و پرحاشیه می پردازیم.

شناسنامه کامل فیلم کارآموز (The Apprentice): نگاهی سریع به جزئیات

قبل از اینکه خیلی توی جزئیات داستان و تحلیل بریم، بیایید یه نگاه سریع به اطلاعات پایه و شناسنامه فیلم «کارآموز» داشته باشیم. این جدول بهتون کمک می کنه تا کلیات رو یه جا ببینید و با عوامل اصلی و مشخصات فنی فیلم آشنا بشید.

عنوان توضیحات
نام فارسی کارآموز
نام اصلی The Apprentice
کارگردان علی عباسی
نویسنده گابریل شرمن
بازیگران اصلی سباستین استن (دونالد ترامپ)، جرمی استرانگ (روی کوهن)، ماریا باکالوا (ایوانا ترامپ)، مارتین داناوان (فرد ترامپ)
سال تولید ۲۰۲۴
کشورهای تولیدکننده کانادا، دانمارک، ایرلند، آمریکا
ژانر درام، بیوگرافیک (زندگی نامه ای)
تاریخ نخستین نمایش جهانی ۲۰ می ۲۰۲۴ (جشنواره فیلم کن)
امتیاز IMDb (امتیاز فعلی – متغیر)
امتیاز Rotten Tomatoes (امتیاز فعلی – متغیر)
جوایز و افتخارات مهم نامزد نخل طلا در جشنواره کن ۲۰۲۴

خلاصه داستان فیلم کارآموز: از رویاپردازی تا مسیر قدرت

داستان فیلم «کارآموز» ما رو می بره به نیویورک اوایل دهه ۱۹۷۰. شهری که اون موقع با رکود اقتصادی دست و پنجه نرم می کرد و از اون شهر پر زرق و برق امروز خیلی فاصله داشت. در این فضا، با دونالد ترامپ جوانی روبه رو می شیم که در تشکیلات معاملات املاک پدرش، فرد ترامپ، فعالیت می کنه. اما ترامپ جوان اصلاً دلش نمی خواد زیر سایه پدرش بمونه و آرزوهای بزرگ تری در سر داره. اون شیفته زندگی آدم های قدرتمند و ثروتمنده و دوست داره خودش هم جزو اون ها باشه.

ترامپ تلاش می کنه وارد باشگاه های سرشناس و نخبگان شهر بشه، اما هنوز اون نفوذ و اعتبار لازم رو نداره. تو همین گیر و دار، یک شب به شکل اتفاقی با روی کوهن آشنا می شه. روی کوهن یه وکیل بسیار معروف و پرنفوذ بود که در دوران مک کارتیسم برای خودش اسم و رسمی دست و پا کرده بود و حتی با ریچارد نیکسون، رئیس جمهور وقت آمریکا، هم رفاقت داشت. کوهن یک شخصیت کاریزماتیک و در عین حال بی رحم بود که اصول خاص خودش رو برای موفقیت داشت.

این آشنایی، نقطه عطف زندگی ترامپ می شه. کوهن، با اون شخصیت قوی و آموزه های بی رحمانه اش، تبدیل به مربی و راهنمای ترامپ می شه. اون سه قانون طلایی معروف خودش رو به ترامپ یاد می ده: اول «حمله کن، حمله کن، حمله کن»؛ دوم «هیچ چیز رو گردن نگیر»؛ و سوم «همیشه اعلام پیروزی کن و شکست رو نپذیر». فیلم نشون می ده که ترامپ چقدر سریع و با اشتیاق این قوانین رو می پذیره و چطور اونا رو تو زندگی و کارش به کار می گیره.

«کارآموز» روی رابطه استاد-شاگردی ترامپ و کوهن متمرکز می شه و نشون می ده که چطور این رابطه، ترامپ رو از یه تاجر املاک معمولی به سمت تبدیل شدن به یک شخصیت عمومی و قدرتمند سوق می ده. فیلم تا حد زیادی روی جنبه های کمتر شناخته شده زندگی ترامپ تمرکز داره و سعی می کنه ریشه های شخصیت پیچیده و جنجالی او رو آشکار کنه. بدون اینکه بخوایم کل داستان رو اسپویل کنیم، باید بگیم که این فیلم، یه برش عمیق از سال های اولیه شکل گیری ترامپ رو به تصویر می کشه و نشون می ده که چطور اصول کوهن و جاه طلبی های ترامپ، اونو به جایی رسوند که امروز هست.

تحلیل کارگردانی علی عباسی: نگاهی عمیق به روان ترامپ

علی عباسی، کارگردان دانمارکی-ایرانی-سوئدی فیلم «کارآموز»، پیش از این با آثاری مثل «مرز» (Border) و «عنکبوت مقدس» (Holy Spider) نشون داده که علاقه زیادی به شخصیت های پیچیده و تاریک داره و خوب بلده به عمق روان آدم ها نفوذ کنه. تو این فیلم هم، عباسی دقیقاً همین رویکرد رو پیش گرفته و به جای یه زندگی نامه صرفاً خطی، یه تحلیل روان شناختی از دونالد ترامپ ارائه می ده.

عباسی سعی می کنه فراتر از ظاهر رسانه ای و شناخته شده ترامپ بره و انگیزه های درونی، ترس ها و جاه طلبی های اون رو به تصویر بکشه. او برای بازسازی فضای دهه ۷۰ نیویورک، از تصاویر دانه دار و رنگ ورو رفته استفاده می کنه که حس و حال اون دوران رو به خوبی منتقل می کنه. این انتخاب های بصری، مخاطب رو مستقیماً به دل اون زمان می بره؛ جایی که نیویورک هنوز یه شهر کثیف، پر از جرم و جنایت و در حال تقلا بود.

نحوه روایت عباسی هم خیلی جالبه. نیمه اول فیلم، با ریتم تند و پرانرژی پیش می ره، درست مثل زندگی پرهیاهوی روی کوهن و شور و شوق ترامپ جوان برای ترقی. این بخش، پر از حمله های کلامی و جدال های شخصیتیه که حس قانون اول کوهن، یعنی «حمله کن، حمله کن، حمله کن»، رو به مخاطب منتقل می کنه. عباسی نشون می ده که چطور ترامپ جوان با وجود تردیدها و حتی شاید کمی عذاب وجدان اولیه، به سرعت خودش رو با دنیای بی رحم کوهن وفق می ده.

اما تو نیمه دوم فیلم، لحن و فرم روایت تغییر می کنه. با حذف روی کوهن از زندگی ترامپ، تصاویر دانه دار جای خودشون رو به تصاویری واضح تر می دن و ریتم فیلم هم آروم تر می شه. این تغییر، شاید در ابتدا عجیب به نظر برسه، اما به نوعی بازتاب تغییر و تحول درونی خود ترامپ و فاصله گرفتنش از اون مربی بی رحمه. عباسی سعی می کنه نشون بده که چطور ترامپ، بعد از رهایی از سایه کوهن و رسیدن به موفقیت های اولیه، با چالش های جدیدی روبه رو می شه و حتی جنبه های تاریک تری از شخصیتش نمایان می شه.

به طور کلی، کارگردانی علی عباسی تو «کارآموز»، یه نگاه جسورانه و غیرمتعارف به زندگی ترامپ داره. اون به جای قضاوت کردن، سعی می کنه ریشه ها و دلایل شکل گیری این شخصیت رو در بستر جامعه و روابطش بررسی کنه. این رویکرد روان شناختی، باعث می شه که فیلم فراتر از یه زندگی نامه صرف باشه و مخاطب رو به فکر کردن وادار کنه.

ستاره های «کارآموز»: هنرنمایی سباستین استن و جرمی استرانگ

یکی از نقاط قوت اصلی فیلم «کارآموز»، بدون شک بازی های درخشان بازیگراشه. سباستین استن و جرمی استرانگ، با هنرنمایی بی نظیرشون، تونستن شخصیت های پیچیده و چالش برانگیز دونالد ترامپ و روی کوهن رو به شکلی باورپذیر و عمیق به تصویر بکشن.

سباستین استن در نقش دونالد ترامپ: از جوانی تا جاه طلبی

راستش را بخواهید، وقتی اسم سباستین استن برای نقش دونالد ترامپ مطرح شد، شاید خیلی ها تعجب کردن. اما استن با یه بازی محشر، نشون داد که انتخاب درستی بوده. اون نه تنها از نظر ظاهری، بلکه تو ریزترین جزئیات رفتاری و میمیک صورت ترامپ هم حسابی دقیق عمل کرده.

شما تو فیلم، تحول شخصیتی ترامپ رو از یه جوون جاه طلب و شاید کمی معصوم (تو نیمه اول فیلم) تا یه آدم پیچیده و بی رحم تر می بینید. استن به خوبی تونسته اون جاه طلبی سوزان، اون خواست بی پایان برای موفقیت و البته پیچیدگی های درونی ترامپ رو نشون بده. خنده های خاص، لحن حرف زدن و حتی تغییر چهره ترامپ در طول فیلم (که از یه جوون خوش قیافه به سمتی می ره که بعضی ها اون رو شبیه «جوکر» تو کمیک بوک ها دونستن) همه با جزئیات دقیق توسط استن به تصویر کشیده شده. این یعنی استن فقط ادای ترامپ رو درنیاورده، بلکه تونسته وارد جلد اون بشه و ابعاد مختلف شخصیتش رو زندگی کنه.

جرمی استرانگ در نقش روی کوهن: استاد، مربی و سایه

اما اگه بخوایم از یه بازی فوق العاده دیگه حرف بزنیم، باید به جرمی استرانگ در نقش روی کوهن اشاره کنیم. بازی استرانگ تو این نقش، واقعاً بی نظیر و اغراق آمیزه، اما نه اغراقی که توی ذوق بزنه، بلکه اغراقی که شخصیت روی کوهن رو کاملاً زنده می کنه و بهش عمق می بخشه.

روی کوهنِ جرمی استرانگ، یه آدمیه که هیچ چیز تو زندگیش طبیعی نیست. طرز راه رفتن، حرف زدن، و اون نگه داشتن گردن به سمت جلو، همه نشون دهنده یه کاراکتر کاملاً مصنوعی و ساختگیه. استرانگ به خوبی این حس رو به مخاطب منتقل می کنه که کوهن خودش هم داره یه نقش بازی می کنه، یه نقشی که توش باید اون سه قانون طلایی «حمله کن، هیچ چیز رو گردن نگیر، همیشه اعلام پیروزی کن» رو زندگی کنه. اون به خوبی تناقضات درونی کوهن، اون آزار و فشاری که از این زندگی تصنعی بهش وارد می شه رو نشون می ده.

«بازی جرمی استرانگ در نقش روی کوهن، به قدری درخشان و پرجزئیات است که به تنهایی می تواند نیمه اول فیلم «کارآموز» را به اثری ماندگار تبدیل کند. او نه تنها یک شخصیت، بلکه یک ایدئولوژی را زندگی می کند.»

نقش کوهن به عنوان مربی و خالق شخصیت فعلی ترامپ، تو فیلم خیلی محوریه و جرمی استرانگ با بازیش، این اهمیت رو چند برابر می کنه. خیلی ها معتقدن که استرانگ تو این فیلم، تمام قاب ها رو مال خودش کرده و حتی اگه فیلم نقاط ضعفی هم داشته باشه، بازی او این ضعف ها رو تا حد زیادی پوشش می ده.

دیگر بازیگران کلیدی: ایوانا و فرد ترامپ

البته نباید از نقش آفرینی های دیگه هم غافل بشیم. ماریا باکالوا در نقش ایوانا ترامپ، همسر اول دونالد، و مارتین داناوان در نقش فرد ترامپ، پدر دونالد، هم نقش های مهمی در داستان دارن. بازی این ها هم به خوبی به درک بهتر روابط پیچیده و تحولات شخصیتی ترامپ کمک می کنه و ابعاد مختلف زندگی او رو به نمایش می گذاره. حضور این بازیگران، عمق بیشتری به روابط ترامپ می بخشه و لایه های مختلف داستان رو کامل می کنه.

مضامین فیلم کارآموز: درس هایی از قدرت و اخلاق

فیلم «کارآموز» فقط یه زندگی نامه ساده نیست، بلکه پر از مضامین عمیق و پیام هایی هست که شما رو به فکر فرو می بره. علی عباسی با نگاه دقیقش، به جنبه های تاریک قدرت، اخلاق و روابط انسانی می پردازه.

قدرت، فساد و مثلث استاد-شاگردی سمی

یکی از اصلی ترین موضوعاتی که فیلم «کارآموز» بهش می پردازه، عطش سیری ناپذیر برای قدرت و فساد اخلاقی هست که می تونه در مسیر دستیابی به موفقیت اتفاق بیفته. ترامپ جوان، هر کاری رو برای رسیدن به هدفش مجاز می دونه و اینجاست که روی کوهن، با اون قوانین بی رحمانه اش، مثل یه کاتالیزور عمل می کنه.

رابطه ترامپ و کوهن، یه رابطه استاد-شاگردی معمول نیست، بلکه یه رابطه سمی و پیچیده ست. کوهن به ترامپ یاد می ده که چطور از دیگران سوءاستفاده کنه، چطور دروغ بگه و چطور بدون توجه به اصول اخلاقی، فقط به فکر پیروزی باشه. فیلم نشون می ده که این آموزه ها، چطور ترامپ رو از نظر اخلاقی تغییر می ده و اونو تبدیل به یه شخصیت بی رحم و حسابگر می کنه. این رابطه، پیامدهای ویرانگری هم برای خود کوهن و هم برای ترامپ داره.

استعاره های فرانکنشتاین و فاوست: هیولا یا فروش روح؟

عباسی تو فیلم «کارآموز» خیلی هوشمندانه از استعاره های ادبی معروف استفاده می کنه. یکی از این استعاره ها، داستان «فرانکنشتاین» هست. روی کوهن رو می شه به دکتر فرانکنشتاین تشبیه کرد که یه هیولا خلق می کنه، هیولایی به نام دونالد ترامپ. کوهن با آموزه ها و روش هایش، ترامپ رو می سازه، اما این هیولا، روزی از کنترل خالقش خارج می شه و حتی خود کوهن هم نمی تونه از پسش بربیاد. سکانس عمل جراحی و بخیه های روی سر ترامپ، یه اشاره قوی به همین تکمیل شدن هیولای فرانکنشتاین داره.

استعاره دیگه، داستان «فاوست» هست. ترامپ تو این داستان، شبیه به فاوستیه که روح و انسانیتش رو در ازای قدرت و موفقیت مادی به شیطان می فروشه. فیلم تلاش می کنه نشون بده که چطور ترامپ، برای رسیدن به آرزوهاش، از ارزش های انسانی فاصله می گیره و تبدیل به کسی می شه که نه عشق رو می فهمه و نه دوستی رو. اون فقط از دیگران استفاده می کنه و به دنبال محبت نیست.

تاریک ترین جنبه های انسانی: بهره برداری و بی اخلاقی

فیلم بی پرده به جنبه های تاریک و ضد انسانی شخصیت ها می پردازه. از نمایش رفتارهای غیراخلاقی و فریبکاری گرفته تا بهره برداری از دیگران برای منافع شخصی. «کارآموز» به ما نشون می ده که در دنیای قدرت و ثروت، چقدر راحت می شه اصول انسانی رو زیر پا گذاشت. مثلاً، رویکرد ترامپ نسبت به بیماری روی کوهن، نشون دهنده اوج بی شرافتی و خودخواهی هست که چطور برای ترس از بیماری، حتی نزدیک ترین مربی خودش رو هم کنار می ذاره.

به طور خلاصه، فیلم «کارآموز» با کاوش در این مضامین، یه تصویر پیچیده و گاهی ناراحت کننده از ریشه های قدرت و فساد ارائه می ده و ما رو به تامل درباره ماهیت انسانی و قیمت موفقیت و قدرت وادار می کنه.

نقد و بررسی «کارآموز»: نقاط قوت و ضعف از نگاه منتقدان

فیلم «کارآموز» هم مثل هر اثر هنری دیگه، نقاط قوت و ضعف خودش رو داره که منتقدها حسابی در موردشون بحث کردن. بیایید نگاهی بندازیم به اون چیزایی که این فیلم رو خوب یا گاهی کمی ضعیف تر کردن.

چرا نیمه اول فیلم جذاب تر است؟ (نقاط قوت)

اکثر منتقدان روی یه چیز توافق دارن: نیمه اول فیلم «کارآموز» واقعاً جذاب، پویا و خوش ساخته. تو این بخش، ریتم قصه تند و پر از انرژی هست و شما رو میخ کوب می کنه. فضاسازی دهه ۷۰ نیویورک با اون تصاویر دانه دار و کثیف، کاملاً حس و حال اون زمان رو منتقل می کنه و مخاطب رو به یاد فیلم های ضدجریان اون دوران می اندازه.

بازی های درخشان، به خصوص جرمی استرانگ در نقش روی کوهن، از نقاط قوت اصلی این بخشه. استرانگ با بازیش کاری می کنه که شخصیت کوهن کاملاً زنده و باورپذیر بشه، حتی با وجود اغراق هایی که در کارش داره. سباستین استن هم در نقش ترامپ جوان، جاه طلبی و تحول شخصیتی او را به خوبی نشان می دهد.

فیلم تو نیمه اول، به خوبی به جنبه های کمتر شناخته شده از زندگی ترامپ می پردازه و رابطه استاد-شاگردی او با کوهن رو با عمق زیادی به تصویر می کشه. این بخش، به خوبی نشون می ده که چطور قوانین بی رحمانه کوهن، ترامپ رو از زیر سایه پدرش بیرون میاره و اونو به سمت تبدیل شدن به یه شخصیت قدرتمند سوق می ده. این پویایی و ساختار مستحکم، نیمه اول رو به یه اثر قابل دفاع تبدیل می کنه.

چالش های نیمه دوم: افت ریتم و ضعف در شخصیت پردازی (نقاط ضعف)

متأسفانه، تقریباً همه منتقدها به افت ریتم و انسجام فیلم در نیمه دوم اشاره می کنن. وقتی روی کوهن از داستان و زندگی ترامپ حذف می شه، فیلم انگار یه چیز مهم رو از دست می ده و اون ضرباهنگ سریع و پرهیجان نیمه اول، جای خودش رو به ریتمی کندتر و پراکنده می ده. این در حالیه که منطق داستان حکم می کنه که زندگی ترامپ در این مقطع، باید حتی سریع تر و پرهیاهو تر بشه.

یکی دیگه از ضعف ها، پرداخت سطحی به زندگی خصوصی ترامپ هست. اتفاقات مهمی مثل ازدواجش، بچه دار شدنش، یا حتی فوت برادرش، فقط با اشاره های گذرا و بدون مکث کافی برگزار می شن. این در حالیه که این ها می تونستن به عمق بخشیدن به شخصیت ترامپ کمک کنن و توجیهی برای افت ریتم فیلم باشن. همچنین، به چالش های مالی و بدهی های ترامپ، مثل ماجرای کازینوهای آتلانتیک سیتی، هم به اندازه کافی پرداخته نمی شه و این موضوع، یه گره ناگشوده تو ذهن مخاطب باقی می ذاره.

«نیمه دوم فیلم «کارآموز»، با حذف شخصیت محوری روی کوهن، دچار افت محسوسی در ریتم و انسجام می شود و فرصت پرداخت عمیق تر به تحولات زندگی ترامپ را از دست می دهد.»

ضعف در پرداخت شخصیت روی کوهن در نیمه دوم، حتی در همون چند حضور کوتاهش، هم مورد انتقاد قرار گرفته. او که در نیمه اول یه آدم بی حد و مرز و با اراده نشون داده می شه، در نیمه دوم تبدیل به شخصیتی رقت انگیز و واداده می شه که برای مخاطب گیج کننده است. این تغییر، با اون ایده فرانکنشتاینی که کوهن رو خالق هیولا می دونه، در تضاده.

استعاره های گاهی گل درشت و پایان بندی باز

بعضی منتقدها معتقدن که برخی از استعاره ها و نمادها تو فیلم «کارآموز»، گاهی گل درشت و تحمیلی از آب دراومدن و به شکل ارگانیک تو داستان جا نیفتادن. مثلاً سکانس بحث ترامپ با دکتر درباره نحوه انتقال بیماری ایدز، یا اشاره های مستقیم به جوکر و فرانکنشتاین، گاهی حس یه پیام دستوری رو به مخاطب منتقل می کنه.

پایان بندی فیلم هم برای بعضی ها ناراضی کننده بوده. فیلم با یه پایان باز و بدون جمع بندی قطعی تموم می شه که شاید برای همه مخاطبان، به خصوص کسانی که دنبال یه نتیجه گیری واضح هستن، رضایت بخش نباشه. این پایان باز، این حس رو می ده که فیلم فقط یه برش از زندگی ترامپ رو نشون داده و هنوز حرف های زیادی برای گفتن داره.

با همه این ها، «کارآموز» با وجود نقاط ضعفش، یه فیلم قابل دفاع و فکربرانگیز هست که به خاطر بازی های قوی و نگاه جسورانه اش، ارزش تماشا رو داره.

بازخوردها و واکنش ها: «کارآموز» در جشنواره کن و میان مخاطبان

از همون موقعی که خبر ساخت فیلم «کارآموز» در مورد زندگی دونالد ترامپ اومد بیرون، می شد حدس زد که حسابی سروصدا خواهد کرد. این فیلم نه تنها به خاطر موضوع جنجالی اش، بلکه به خاطر اکرانش در جشنواره فیلم کن ۲۰۲۴، حسابی سر زبان ها افتاد و واکنش های زیادی رو در پی داشت.

در جشنواره کن، «کارآموز» در بخش رقابتی نخل طلا حضور داشت که خودش نشون دهنده اعتبار و اهمیت فیلم بود. اکران این فیلم تو کن، بحث های داغی رو بین منتقدان و مخاطبان ایجاد کرد. بعضی ها شیفته نگاه جسورانه و روان شناختی علی عباسی به شخصیت ترامپ شدن، در حالی که بعضی دیگه، نقدهای جدی به نحوه پرداخت داستان و افت ریتم فیلم در نیمه دوم وارد کردن.

امتیازات فیلم تو سایت های معتبر هم، یه تصویر کلی از بازخوردها بهمون می ده. مثلاً تو سایت «راتن تومیتوز» که نظرات منتقدان رو جمع آوری می کنه، فیلم «کارآموز» تونست امتیاز نسبتاً خوبی کسب کنه که نشون دهنده رضایت بخش قابل توجهی از منتقدان از این فیلم بود. تو «متاکریتیک» هم که از میانگین وزنی استفاده می کنه، امتیازات فیلم در حد «نقدهای مخلوط یا متوسط» قرار گرفت، که نشون می ده فیلم هم تحسین کننده های خاص خودش رو داشته و هم مورد انتقاد قرار گرفته.

غیر از منتقدها، واکنش های عمومی هم به فیلم خیلی متنوع بود. طبیعیه که فیلمی در مورد ترامپ، چه بین طرفداران و چه بین منتقدان او، بحث برانگیز باشه. خیلی ها به دنبال این بودن که فیلم، چه تصویر جدیدی از ترامپ ارائه می ده و چقدر به واقعیت نزدیکه. بعضی ها معتقدن فیلم به خوبی ریشه های شخصیتی ترامپ رو نشون داده و به درک بهتر او کمک می کنه، در حالی که بعضی دیگه فکر می کنن فیلم، نتونسته به عمق کافی از شخصیت ترامپ بپردازه.

این واکنش های گسترده، چه مثبت و چه منفی، نشون می ده که «کارآموز» فیلمی نبوده که به راحتی از کنارش بشه گذشت. این فیلم، تونسته یه گفتگوی مهم رو درباره قدرت، اخلاق و نحوه شکل گیری شخصیت های عمومی، به جریان بندازه.

کلام آخر: آیا «کارآموز» ارزش تماشا دارد؟

خب، رسیدیم به آخر بحثمون درباره فیلم «کارآموز». با همه حرف هایی که زدیم، سؤال اصلی اینه که آیا این فیلم ارزش تماشا رو داره؟ راستش را بخواهید، باید بگم بله، اما با یه «اما» بزرگ.

«کارآموز» یه فیلم مهم و بحث برانگیزه که سعی می کنه یه پرتره پیچیده و روان شناختی از سال های اولیه زندگی دونالد ترامپ ارائه بده. این فیلم، از اون دسته آثاری نیست که بخواد یه قهرمان یا ضدقهرمان ساده نشون بده، بلکه با کنجکاوی و گاهی بی رحمی، به ریشه های جاه طلبی، فساد و تحولات شخصیتی ترامپ می پردازه. اگه به درام های زندگی نامه ای، فیلم های سیاسی و اون دسته از آثاری که به شخصیت های پیچیده می پردازن علاقه دارید، این فیلم می تونه حسابی شما رو جذب کنه.

نقاط قوت فیلم، مثل کارگردانی جسورانه علی عباسی، فضاسازی عالی دهه ۷۰ و به خصوص بازی های فوق العاده سباستین استن و جرمی استرانگ، تجربه ای دیدنی رو براتون رقم می زنن. جرمی استرانگ تو نقش روی کوهن، به تنهایی می تونه دلیل خوبی برای تماشای این فیلم باشه.

اما باید حواستون باشه که فیلم نقاط ضعفی هم داره؛ مثل افت ریتم در نیمه دوم، پرداخت سطحی به برخی ابعاد زندگی خصوصی ترامپ، و شاید گاهی گل درشت بودن استعاره ها. پایان باز فیلم هم ممکنه برای همه خوشایند نباشه و شما رو با کلی سؤال بی پاسخ رها کنه.

«فیلم «کارآموز» تلاشی جسورانه برای واکاوی ریشه های یک شخصیت جنجالی است که با وجود نوساناتی در روایت، به واسطه بازی های درخشان و نگاه متفاوت کارگردان، اثری تأمل برانگیز و دیدنی محسوب می شود.»

پس، اگه دنبال یه فیلم اکشن یا سرگرمی صرف هستید، شاید «کارآموز» انتخاب اولتون نباشه. اما اگه دوست دارید یه برش عمیق از زندگی یه شخصیت تاریخی رو ببینید که چطور با آموزه های یه مربی بی رحم و جاه طلبی خودش، مسیرش رو در دنیای سیاست و تجارت پیدا می کنه، این فیلم ارزش تماشا رو داره. «کارآموز» شما رو به فکر فرو می بره و یه بحث داغ رو تو ذهنتون راه می اندازه، و همین یعنی فیلم، کار خودش رو درست انجام داده.

آیا شما به دنبال کسب اطلاعات بیشتر در مورد "فیلم کارآموز (The Apprentice) | معرفی کامل، داستان و نقد" هستید؟ با کلیک بر روی فیلم و سریال، اگر به دنبال مطالب جالب و آموزنده هستید، ممکن است در این موضوع، مطالب مفید دیگری هم وجود داشته باشد. برای کشف آن ها، به دنبال دسته بندی های مرتبط بگردید. همچنین، ممکن است در این دسته بندی، سریال ها، فیلم ها، کتاب ها و مقالات مفیدی نیز برای شما قرار داشته باشند. بنابراین، همین حالا برای کشف دنیای جذاب و گسترده ی محتواهای مرتبط با "فیلم کارآموز (The Apprentice) | معرفی کامل، داستان و نقد"، کلیک کنید.

نوشته های مشابه